باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم...
حالم ، نه ،اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام وغمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادت می روم این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین می کنم ...
اینم یه جوک سیاسی ...!
مردی در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزد که ناگهان دید سگی به دختر بچه ای حمله کرده است. مرد به طرف آنها می دود و با سگ درگیر می شود.
سرانجام سگ را می کشد و زندگی دختر بچه را نجات می دهد.
پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها می آید و می گوید:
" تو یک قهرمانی! "
فردا درروزنامه ها می نویسند:
" یک نیویورکی شجاع ، جان دختر بچه ای را نجات داد. "
آن مرد می گوید: اما من نیویورکی نیستم ...
پس روزنامه ها می نویسند:
" آمریکایی شجاع ، جان دختر بچه ای را نجات داد. "
مرد دوباره می گوید: اما من آمریکایی نیستم ...
" خب پس تو اهل کجا هستی؟ "
" من ایرانی هستم ! "
فردای آن روز روزنامه ها اینگونه می نویسند:
" یک تند روی مسلمان، سگ بی گناه آمریکایی را کشت !!! " ![]()
![]()