وقتی میای .....
انگار نه از یه شهر دور، که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه، لحظه ی دیدن می رسه
هر چی جاده ست رو زمین، به سینه ی من می رسه
ای که تویی همه کسم، بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم، به هر چی می خوام می رسم
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم؟
دست کبوترای عشق، واسه کی دونه بپاشه؟
مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه؟
عزیز ترین سوغاتیه، غبار پیراهن تو
عمر دوباره ی منه، دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم، نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی، تو رو واسه نفس می خوام
42 روز گذشت...
نظرای فبلی خیلی کم بود! بازم نظر بدین ..... باشه؟
سلام ... من اومدم، اما رفتنی ام ![]()
![]()
لحظه ها رو با تو بودن، در نگاه تو شکفتن
حس عشق و در تو دیدن، مثل رویای تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن، مثل قصه تو رو خوندن
تا همیشه تو رو خواستن، مثل تشنگی آبه
اگه چشمات منو می خواست، تو نگاه تو می مردم
اگه دستات مال من بود، جون به دستات می سپردم
اگه اسممو می خوندی، دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی، همه دنیا رو می بردم
بی تو اما سر سپردن، بی تو و عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن، بی تو خوب من محاله
بی تو حتی زنده بودن، بی هدف نفس کشیدن
تا ابد تو رو ندیدن، واسه من رنج و عذابه
* یه چیزی رو هم می خوام اعتراف کنم :
توی آسمون عشقم، غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشی لبهام، جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم، هیچ کسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو، هیچ کسی رو دوست نداره ![]()
![]()
ولی انگاری دیر دارم میگم ... خیلی دیر ![]()
پس فردا عیده ... عیدتون مبارک ( البته پیشاپیش ) ![]()
یه سری به حافظ زدم خواستم ببینم اون چی میگه ... گفت:
بود آیا که در میکده ها بگشایند؟
گره از کار فرو بسته ی ما بگشایند؟
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
ایشالا خدا همه رو کمک کنه، اون آخرا هم اگر جایی موند برا من بذاره ![]()
![]()
![]()
امشب آسمان چقدر زیباست... اما................
از لابلای مریم های خفته با فانوسی کمسو راهی به سویت می جویم و تو نیستی !
نیستی که ببینی امشب آسمان چقدر زیباست...
اما...........
اما من این آسمان را دوست ندارم ![]()
خب دیگه دوستای خوبم، من دارم میرم با یه کوله بار....
؟؟؟
با یه کوله بار چی؟؟؟؟ خاطره؟؟؟؟ شاید... یعنی آره... همون یه کوله بار خاطره ![]()
تابستون خوبی نبود... البته برای من... برای شما رو نمی دونم ![]()
ولی دعا می کنم روزای خوبی داشته باشین ![]()
سعی میکنم زود بیام و آپ کنم.... خلاصه دیگه خدا نگهدار ![]()
![]()
آها... نظر یادتون نره ![]()
شما هم یه زحمت کوچیک بکشین یه نظر ناقابل بدین ما رو خوشحال کنین![]()

! تقديم به تو كه يادت روشني بخش زندگي تاريكم و دوريت
بهترين بهانه براي گريه هايم.كاش ميشد به جاي واژه غم
شادي را در زمانه دل جاي داد...كاش ميشد با صداي شاپرك
سرزمين عشق را تغيير داد...كاش ميشد با نگاه مهربان عشق
را بر هر دلي تقسيم كرد...كاش ميشد در بهار آرزو به شقايق
يك سبد لبخند داد...كاش ميشد در كوچه هاي انتظار پاسخ

لبخند را با مهر داد...كاش ميشد در سكوت نيمه شب دردهاي
آسمان را كم كرد...كاش ميشد با دستهاي مهربان آسمان را
به زمين پيوند داد...كاش ميشد
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم.
![]()
اگر ميدونستي چقدر دوستت دارم هيچ گاه براي آمدنت باران را
بهانه نميكردي رنگين كمان من....
خيلي سخته عاشق كسي بشي اما اون حتي ندونه دردتو...
...از چشات نخونه قصه غمو علت لرزش دستتو...![]()
...خيلي سخته زندگيت فنابشه واسه ديدن يه لبخند رويه لباش...![]()
...واسه گفتن از اميد و آرزوتو سياهي غم انگيز شباش...![]()
...من نيومدم بگم عاشقتم چون از اين حرفا پره گوش همه...![]()
...اشتباهه كه ميگن گريه آدم روي زخمايه تنش يه مرحمه...![]()

...من نيومدم بگم باهام بيا مثل قصه ها بريم از اين ديار...![]()
...يا كه خيلي مهربون تا مدتي واسه من ادايه عشقو در بيار...![]()
...تو ميخواي برنده باشي ميدونم به همه ميگم ببازن جلو پات...![]()
...هر چي اسپنده به آتيش ميكشم تا كه چشمت نزنن فقط خودم بشم فدات...![]()
...تو ميخواي پرنده باشي ميدونم يه نفس هواي خوشبختي ميخواي...![]()
...خودم آسمون هفتمت ميشم تو فقط بگو...بگو كه باهام مياي...![]()
اگر دو جان داشتم یکی را به تو می بخشیدم و دیگری را برایت فدا می کردم..............
با دلی شاد به امید وصالی که ندیده
آمدم تا به سرای تو و در خانه نبودی
حلقه بر در زدم و از تو جوابی نشنیدم
بلکه بودی و در خانه برویم نگشودی ![]()
اشک زد حلقه به چشم من و آهم به لب آمد
ناگهان غیبت تو، بست به دل، راه امیدم
ناامیدانه زدم تکیه به دیوار، ز حسرت
رنج حرمان نکشیدی که بدانی چه کشیدم!!!
*** و حالا تو داری این کارو می کنی! *** ![]()
و همواره اینگونه است که عشق ژرفای خود را تا لحظه ی جدایی در نمی یابد
( جبران خلیل جبران ) ![]()