ستاره ی خاطراتم
دوباره شب شد و ستاره ی شبهای تنهایی ام با چشمکهای پی در پی می رویاند آن خاطرات
شیرین را در گلدان عکس تو، تا بار دیگر در پژواک صدای عاشقانه ی تو، تنهایی را فراری
دهم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم.
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم.
بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم.
و مرا فهم ده تا متوقع نباشم (که) دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
"جبران خلیل جبران"![]()
؟؟؟
گفته بودی که: چرا محو تماشای منی ؟
وآنچنان مات, که یکد م مژه بر هم نزنی !
مژه بر هم نزنم تا که ز د ستم نرود
ناز چشم تو به قد ر مژه بر هم زد نی !!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
که جای میخ روی دیوار می مونه![]()
![]()
بهانه..........؟
ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن ![]()
ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من
من و گنجیشکای خونه دیدنت عادتمونه![]()
به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه![]()
باز میایم که مثل هر روز برامون دونه بپاشی![]()
من و گنجیشکا میمیریم تو اگه خونه نباشی![]()
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام![]()
بس که اسم تو رو خوندم بوی تو داره نفسهام
عطر حرفای قشنگت قد یه صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق![]()
شعر من رنگ چشاته رنگ پاک بی ریایی![]()
بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی
من و گنجیشکای خونه دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چرا وقتی که آدم تنها می شه
غم و غصه اش قد یه دنیا می شه
می ره یه گوشه ی پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون می بینه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه
غم میاد یواش یواش خونه ی دل در می زنه
یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
این بالا باد داره زاغ ابرا رو چوب می زنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمی شه !
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه